۲رود!
بیاد"فرزادکمانگر"وبلاگ نویس دربند و دیگر دربندان رژیم :
...
وینان دل به دریا افکنانند
به پای دارنده ی آتشها
زنده گانی
دوشادوش مرگ
پیشاپیش مرگ
هماره زنده
ازآن سپس که بامرگ.
وهمواره بدان نام که زیسته بودند
که تباهی ازدرگاه بلند خاطرشان
شرمسارو سرافکنده میگذرد./شاملو
-این روزا هرجا میرم می شنوم : کی بود کی بود؟ من نبودم!
خیره! خدا تابستون و ازون به بعد رو به خیر بگذرونه اگه عموسام طبق معمول با اینا به توافق نرسه و بخاد حمله کنه! وای به اون روز. خدا اونروزونیاره!
- عوامل بمب گذاری شیراز که ابتدا چند بمب باقیمانده از نمایشگاه جنگ معرفی شدند! وسپس چند دست نشانده ازآب در اومدن !در شمال کشور دستگیر شدن و به رابطه شون با امریکا و انگلیس و هلند و دانمارک و... اعتراف کردن!
یاد اون کامیون لب مرز که اول طلا بود و بعدن یهو شد بادمجون(مس!) به خیر!!
به شبستان جدل در طلب آزادی
سربه سجاده ی ایثارنداریم دریغ
پابه ره گشت هرآن درگذراین وادی
نهراسد زحرامی و نه زآن آخته تیغ
احمدطیبی
نگاهی به بحران ِجامعه ی ((هَشَل هَف))!
آدمای جالبی پیدا میشن دور و بر ما. تا امروز "جامعه ی بشری" پیچیده ترین کولونی شناخته شده در این کره ی خاکی محسوب میشه. وجود برخی نشانه های بارز، نشون میده که "اجتماع امروزایرانی"(ایرانی – اسلامی ِ! دهه های اخیر، که مسلمن تحت تاثیر سده و هزاره ی پیش از خود است) در برخی زمینه های قابل قیاس با موجودات آن ور آب! درحال فتح نمودارهای ِ "قهقرا" با سرعتی ناباورانه است!
-" خداوند مثال را آفرید."
تفاوتهای شخصی واجتماعی "علی دایی" و"مارادونا" رو، البته چنتاشو ، کنا رِ هم میذاریم. دون دیه گو، نه رکورد دار گل زده ی ملی توی کشورش و نه بالاتر از اون، دنیا بود و نه یه شبه سرمربیگری تیم ملی آرژانتین رو بهش بفرما زدن! (گرچه مردم کشورش از خداشونه مارادونا روزی سکان راه راه پوشان رو بدست بگیره. ) نه تحصیلات عالیه ی دانشگاهی داشتو نه جد و آبائش بخاطر مرگ کسی باافتخار به سرشون قمه میزدن!
اما وهزار اما، خاطرات بازی های "کوتوله ی اسرار آمیز" کجا و استیل فراموش نشدنیِ و مضحک ِ پشت به حریفِ شهریارِ ما!! کجا؟
محبوبیت ِ زمان و مکان به هم مالیده ی جوان ترین کاپیتان فاتح جام جهانی(1986) کجا و بزن بزن برادرای علی دایی با دار و دسته پروین، دادگاه های آن چنانی با شجریان و حاجی مایلی! و... کجا؟!
"علی دایی" کسی ست که مرتکب بزرگترین فرصت فروشی تاریخ فوتبال ایران شده است. این مهندس متالورژی دانشگاه شریف!، جای خودش رو از "اسطوره" به –دربهترین حالت!!!!- آدمی عادی تغییرداد. یه چیزی تو مایه های گافِ محمد خاتمی، بلکه احمقانه تر!
پرانتزباز:یه سر به مجموعه ی آزادیخاهان معاصر بزنیم و بازتاب فرهنگ شخصی – اجتماعی افرادی چونِِ"چه گوارا"،"گاندی"و...را با امثال "سیدجمال"،"چمران"،...."سروش" و ... "سحابی" و... فقط در نظرتون بیارین. بسه!
(با احترام به: رضاشاه کبیر،دکترمحمدمصدق ، احمدشاملو، اکبرگنجی و...)
پرانتزبسته.
اگه آدمی مثه دایی توکشور آلمان یا انگلیس یا امریکا یا... حتا مصر و چین و... زنده گی می کرد چه می شد؟ ساختن مجسمه ای برای افتخار امروز وآینده از آدم آهنینی چونAli Daee ، نسخه ی اروپایی و امروزیه آدمی است که مدت هاست ازچشم اغلبِ مردم کشورش هم افتاده!
به این اسامی :"پله برزیل" "بکن بائر آلمان" "کرایوف هلند" "کانتونا وزیدان فرانسه" "بکام انگلیس" "رائول اسپانیا" "یاشین شوروی" و..."محمد ادعایه عربستان!" "حسام حسن مصر" و... "دایی از اردبیل"!
(به افتخار مرحوم معلم دهداری)
ال قصه ، نابغه ی دست پرورده ی این توده ی منفعل وبی دغدغه، "خدمت" به بالایی هاو مافیای فوتبال –که درفوتبال همه کشورها وجود دارد- را "نوکری" نمی داند( گرچه بقول خودش ببخشیدا!ببخشیدا!! ،اگه معنای این کلمات را حتا آقای مهندس ما بداند!) بنابراین ترجیح می دهد راه راحت را انتخاب کند. ترکیبی از راحت طلبی مزمن + بی مسولیتی پیشرفته.
درعوض نامش در جدول فیفا! جاودان می ماند و نیم فصله سرمربی ِِ تیترِ یک ِ روزنامه ها می شود. آری سرباز وطن ِ ما غیرت وپشتکارش را در راه فتح رکوردهای فیفا و خوشحالی آنی فوتبال دوستان ایرانی به حراج گذاشت.
اما هنرمند وحشی آمازون، تاامروز مستقل می ماند و فاتح بلامنازع دل فوتبال دوستان دنیا.
دربازی حیثیتی و تاریخی مقابل تیم ملی انگلیس، گل اول "آرماندو" در ورزشگاه مونته ویدئو(دریبل 6 نفر+ دروازه بان،1986) زیباترین گل تاریخ انتخاب می گردد گلی که بابت آن، یادواره ی برنزیه گل به دیواراین ورزشگاه جاوید می شود. گل دومش در همان بازی، که بادست وارد دروازه ی "پیترشیلتون" می شود تبدیل به حماسه ای تاریخی می شود و"دست خدا" نام می گیرد. او یک تنه تیم کوچک "ناپولی" را برای اولین وآخرین بار قهرمان کالچیو و باشگاه های اروپا می کند (1988). تاوان استقلال شخصی و موفقیت ومحبوبیتش راهم می دهدو توسط مافیای سیسیل معتاد به کوکایین می شود، اما تا امروز مارادونای ۸۶ می ماند! او برخلاف قیصر ما،غیرتش را در فتح قله های افتخار برای ملتش و طرفدارانش، به زیباترین وهنرمندانه ترین شکل ممکن بکار میگیرد. گیرم که فیفا آشکارا! "پله" را بهترین بازیکن قرن انتخاب کند!
وضعیت دایی ها،رضازاده ها،پروین و حجازی ها و...یکی از زمینه های قابل نقد، برای آشکارشدن بحرانی حقارت بار ومتعفن است که همه ی ما درپیدایش و رشد آن شریک هستیم....
رویش چنین علفهای هرزی درگلستان ایران رو تحمل کنیم و غروروافتخار ِخاطرات"کوروش کبیر" رو به بایگانی ِ حافظه ی شیراز، برسد به دست آقای مسعود شست چی!
- شاید این وضعیت دایی بخاتر" یاابولفضل" گفتن رضازاده موقع زورزدن باشه! شاید!
- راستی علی دایی همشهریه همون پهلوونیه که ده میلیارد بهش پیشهناد دادن اما حاضر نشد زیر پرچمی بجز سه رنگ ایران بزرگ سینه بزنه. غیرتم غیرت بچه های اردبیل!
/ ناگهان سبز خواهد شد/
تا در غار غار کلاغان وحرکت توده های تار یک/
تاریخ رویشمان را من
بیاد می سپارم
"میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟"...
"دستبند ۱۰ عدد ... پول آب را دادیم برق جدا!! ... بازداشتگاه نم کشیده ودیگرهیچ!!!"
- پریشب:
دارم میرم ولایت. سوپرویژه، کولر روشن. چن دقیقه به ساعت23،الان رسیدیم ساری. مدتی بود حقیقتش! منتظر نشانه ای چیزی واسه آپ کردن وِبل میگشتم.
بکام استقلالی ها: دیدم چه مناسبتی بهتر از برد شیرین امروز اس اس آث میلان! مقابل تیم رآه آهن درجام حذفی. والله به من پرسپولیسی اینقد چسبید وای به حال "وندال"ها (طرفداران خرآتشه ی تیمی، با صورتهایی آرایش شده به رنگ و طرح لباس تیمشان، تو تهران خودمون، باعث خیر پیوند خاهرمادر شرکت واحد با پدر شهردارتهران درصورت تساوی یا باخت تیم محبوبشان!) و دیگر طرفداران مدرنِ! آبی های پایتخت. اعتراف میکنم برای اولین بار طی 20 سال اخیر مشتاقِ برد تیم استقلال بودم. نه فقط به خاطر اینکه تیم قدیمی اما همواره ته جدولیه رآهآهن – نمیدونم چرا این تیم منو یاد امام نقی وتقیو خلاصه اون ته جدول میندازه- رو که اتفاقن اَفندی محبوب سرخ ها رو فصل پیش4امتیاز داغ کرد، شکست داد، نه به خاطر اینکه همین بلارو امسال سر ِ امپراتور بی سرباز، افشین سرمایی! آورده، بَل بیشتر به خاطراینکه اَخلاف تاجیان، امروز توی یه بازی کلاسیک دوبارعقب افتادنو تونستن با هنرنمایی فرهادخان قادیکلایی، ماراتون روبه شایسته گی فتح کنن. میگن وسط بازی یه دست غیبی اومد، زد اونجای محسن یوسفی که نپرس! جسدشو بردن بیرون، باعث خیرشد پیر فرهاد بیادوبا دوگل، خاب طلایی مدیرعامل جاه طلب، عبوس و سیاسی ای چون انصاری فرد رو اسکی بره توش تا خود ِبندرشاه! البته، گفتم اخلاف تاجیان، اشتباه نشه این پسره پولادی رو شرفن! برهانی روفضاحتن! و یوسفی رو علنن! بذارید کنار. روزنامه نوشته بود آرش بنده خدارو قراره ببرن سرقبرپدرحسن روشن دخیل ببندن، آویزون کنن بافیگورشوت و استیل پیش ازگل زدن!
باری ... ایزد "وحید"رو واسه فیروزخان، "فرهاد"رو واسه ناصرخان، چارتاشونو واسه حاج فتول نگهداره!
نه نتیجه!: سگِ یه تاج واقعی شرف داره به هزارتا استقلال کشکی!
رسیدیم بهشهر، نمیدونم چه خبره، راننده نگهداشته.
سلاخی می گریست
به قناری کوچکی دل باخته بود.
احمدشاملو
اینجا دیشبه:
هر دفه که میام خونه، برگشتنه اشکای مادرم بدرقه ی راهمه. پدرم میگه این چیزا واسه مادرت آمپول مرگه! کلی باهم خندیدیم، آمپول مرگ!! آمپول هوا یه چیزی! امان از آدمیزاد که ناخودآگاه با تمام سرعت میدوه سمت مرگ، اونوخ نزدیکش که میرسه تازه ترسش شروع میشه.
انرژی عجیبی دارن این پیرمرد پیرزن، الان سیزده ساله که من از خونه رفتم، اما هر دفه که کاری دارم، میام زیارتشون کنم، تقاضای اونا واسه موندنم تمام انرژی ی منو به خودش جذب میکنه. حساب کنین یه نخ محکم چن متری ی برنده و نامریی تو گردنتونه، تکون خوردی گردنت رفته! به کسی هم حرفتو نمیتونی بگی، چون باور نمیکنه!
آره، فرزند خوب واسه پدر یا مادر مثه پرچم کشورش میمونه. هرجا ببینَنه ش بهش افتخار میکنن و احترام میذارن. طبیعتن فرزند ناخلف و بد هم تف ِ سربالاست. کلی زور میزنی از خودت دورش کنی ، صاف برمیگرده می افته رو دماغت!
"فرزندصالح گلی ست از گلهای بهشت" تا امروز این جمله ی مبهم اینقد توجهمو جلب نکرده بود. آخه نمیفهمم، گلی از گلهای اونم بهشتی که خودشوهنوز کسی ندیده، چه لذتی، چه لطفی واسه پدر مادرا، و از همه بدتر واسه اون فرزند صالح بدبخت داره. فکرشو کنین کلی آدم صالحی بودی توی دنیاو رفتی بهشت شدی "گل میخک"! اونوخ حوریه ها دم به دقیقه بیان بوت کنن و تا میخان دستی به گلبرگات و پرچمت! و اینا بکشن وشروع کنن بَه بَه چَه چَه، یی هو طلحه ای، ابَل فضلی میاد میچسبه به حوری و حالا نَپَر کی بپر! اونوخ تو فرزند صالح، تماشا کن و دستی هم به پرچمت برسون!
الانه:
حالو حوصله ی تایپم تموم شد باقیش پست بعدی، بدرود. ضمنن میگن تو بمب گذاری شیراز رد پای مسعودشست چی پیداشده! خیلی ممنون!